برچسبها: peace

برچسبها: peace
خرداد، ماه عجيبي است. ماهي پر از اميدها و نا اميدي ها.شايد بشود برايش شعر گفت يا داستان نوشت و حتي برايش گريست.
هركسي تعبيري از آن دارد. بعضي ها به گذشته مي نگرند و به حال، بعضي ها فقط به حال مي نگرند و براي تماشاي فوتبال جام جهاني و يا رفتن به مسافرت، خرداد متفاوت تر از ماه هاي ديگر است.
اگر پشت هر دري بايستي قصه هزار و يكشب مي شود.ديشب برنامه اي را مي ديدم كه مرا بيشتر از اين ماه مي ترساند. حقيقت ها بيشتر از ما ه هاي ديگر از بين مي رفتند و به دروغ ها مي پيوستند و دروغ ها جايش را به ايماني مي دادند كه ترا وادار مي كرد آنرا باور كني.
يك لحظه از خود پرسيدم اگر باور كني كه مي كنند چه آسان مي شود پذيرفت. فقط كافي است ديده هايت را از ذهنت پاك كني و تصوير هايي كه برايت نشان مي دهند را بپذيري و ديگر تمام است. در طول برنامه به ياد رمان ميرا كريستوفر فرانك بودم. وقتي آنرا خوانده بودم يك نوجوان محسوب مي شدم و داستان برايم فقط يك داستان بود ولي حالا تمام كتاب ها و فيلم ها،اردوگاههاي آشويتس،هيروشيما،ناكازاكي، آفريقاي هميشه گرسنه و تمام تصويرهاي تاريخ در من زنده مي شوند.
حالا كه دارم مي نويسم بيست و دوم خرداد است. جمله اي در دفتر روزانه ام نوشته بودم كه من به دوستي گفتم : وقتي اتفاقي مي افتد درباره آن صحبت مي كنيم و اگر نيفتد درباره آن صحبت نخواهيم كرد و او در جواب گفت: كدام اتفاق؟
گفتم: هر آنچه كه در گذشته بوده و در حال است.
گفت: گذشته ها كه گذشته و در حال اتفاقي نيست.
همين. چه ساده مي شود زندگي كرد. آواز پرندگان را مي شنوي اي دوست؟
بيست و دوم خرداد هشتادونه
برچسبها: peace

برچسبها: peace

برچسبها: peace



در هر نوبت غذایی که می خوریم چند هزار انسان گرسنه پنهان شده اند. شاید اگر بخواهیم این طور فکر کنیم نشود هیچ وعده غذایی را خورد ولی باید این طور فکر کرد.
این که چند درصد از غذایی که مقابلمان است برای دیگران است و مهمتر از آن چطور می توان همان مقدار را با دیگران سهیم شد.این مسئله جواب واحدی ندارد ولی هرکس می تواند برای خودش برنامه ای تنظیم کند. قسمتی از خرید روزانه خود را با کسی که نیازمند است قسمت کند. اولین سوالی که همیشه پیش می آید این است مگر با یک نفر می شود دنیا را از گرسنگی نجات داد؟
اگر هر کس را یک نفر در نظر بگیریم برای او یک نفر نیازمند آن بیرون ایستاده و مهم تر از آن مگر یک نفر کم است.پل نیومن بازیگر معروف هالیوود همیشه نصف غذای خود را می خورد و بقیه آنرا برای دیگری می گذاشت. در این باره می گوید :همیشه یک نفر وجود دارد که به این مقدار نیازمند باشد. پل نیومن در زندگی اش توانسته بود چندین موسسه خیریه راه اندازی کند و به نظر من علت این که این انسانها را دوست داریم فقط هنرشان نیست بلکه هنر زندگی شان است که می توان از آنها بسیار آموخت.
امیدوارم آن شخص نیازمند که بخشی از وجود ما است و آن بیرون منتظر است را بیابیم. آن قسمتی که در هر وعده غذایی ما پنهان شده و او همان است که در لیست انسانهای گرسنه جا گرفته و آمار سازمان برنامه جهانی غذا حکایت از آن دارد.
اگر شما راه حل بهتری سراغ دارید و یا کسانی را می شناسید که نیازمند کمک هستند معرفی کنید.مطمئن باشید که می شود دنیا را از گرسنگی نجات داد.
بیست و هفتم اردیبهشت هشتادو نه
www.efeh.com
برچسبها: peace

برچسبها: peace

برچسبها: peace

برچسبها: peace
برچسبها: peace
برچسبها: peace
برچسبها: peace
برچسبها: peace
برچسبها: peace

برچسبها: peace
برچسبها: peace


برچسبها: peace



برچسبها: peace
برچسبها: peace

برچسبها: peace
